تبليغاتX
مدیا
دانلود کتاب روزنامه نگاری تخصصی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 14:35  توسط خالد لویمی  | 

خلاصه رساله ارشد اینجانب با موضوع مقایسه کاربرد فنون جنگ رسانه ای در دوشبکه  العالم والحره در فصلنامه تخصصی عملیات روانی چاب شد مقایسه کاربرد فنون جنگ رسانه‌ای در دو شبکه ماهواره‌ای العالم و الحره/ خالد لویمی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:37  توسط خالد لویمی  | 

امروزه رسانه­ها به تأثیرگذارترین عنصر در زمینه توسعه جوامع انسانی تبدیل شده­اند. صرف نظر از نقشی که رسانه­ها در زمینه­سازیها برای بروز نزاع­ های بین­المللی و شکست و پیروزی در این نزاع ­ها می­توانند داشته باشند، در ابعاد محلی نیز، رسانه­ها، عنصری بی­بدیل در توسعه و عمران و گسترش فرهنگ و آموزش می­باشند. نقشی که رسانه­ها می­توانند در گسترش فرهنگ کارآفرینی و بروز و ظهور استعدادها و خلاقیت­ ها داشته باشند و یا نقشی که رسانه­های مکتوب و تصویری می­توانند در توسعه سیاسی و اجتماعی و بویژه تقویت اتحاد و همبستگی میان احاد یک جامعه داشته باشند، نقشی غیرقابل انکار می­باشد؛ همچنین رسانه­ها می­توانند با جهت­گیری امیدوارانه و مثبت در انعکاس حوادث، در حاکمیت فضای شوق و امید به آینده و اصلاح امور، بسیار تأثیرگذار باشند.

 هم اینک که  مخاطب در دنیای متکثر رسانه­ای سیر می­کند، مطالعه و توجه به کارکردها و تأثیرگذاریهای رسانه­های محلی حائز ا همیت می­باشد چرا که در حالی که رسانه­های متنوع غیرمحلی ،عمدتاً به نیازهای متنوع تفریحی مخاطب توجه دارند، رسانه­های محلی، نیازهای حیا تی و ملموس مخاطب را، بویژه در حوزه ا طلاع­رسانی و نیازهای جاری پوشش می­دهند؛ بدین لحاظ کارکرد رسانه­های محلی، هیچگاه قابل زوال و چشم­پوشی نمی­باشد هر چند که  این رسانه­ها، نیاز به توجه بیش از پیش به ارتقاءکیفیت محتوای پیام­های ارسالی خود دارند. استان خوزستان بدلیل موقعیت ژئوپولوتیکی خاصی که از آن برخوردار است؛ تنوع فرهنگی و قومی، منابع سرشار نفت و گاز، زمین­های مستعد و حاصلخیز، اجرای پروژه­های کلان ملی مانند طرح توسعه نیشکر، مراکز متعدد علمی و دانشگاهی، وجود منطقه آزاد اروند، صنایع بزرگ، دسترسی به دریا و خلیج فارس، وجود فرودگاههای بین­المللی و همجواری با عتبات عالیات، از یک طرف ،از آهنگ رشد و توسعه بالا برخوردار است و از طرف دیگر دارای حساسیت اجتماعی و سیاسی خاصی است به همین دلیل کیفیت جهت­دهی به افکار عمومی در این استان حساس از اهمیت فراوانی برخوردار می­باشد؛ اینکه رسانه­ها به اقتصاد، توسعه و عمران و تفاهم فرهنگی و اجتماعی در ا ستان ، توجه خاص داشته باشند و در جهت برجسته­سازی اینگونه اخبار تلاش نمایند و یا اینکه به فضای یأس و ناامیدی و اختلافات سیاسی، اجتماعی و  مسائل انحرافی دامن بزنند، در فرایند توسعه استان از اهمیت فراوان برخوردار است.

استان خوزستان از جمله استانهایی بشمار می­آید که از تراکم فعالیت رسانه­ای برخوردار می­باشد حضور 32 هفته­نامه، 5 روزنامه محلی و فرامنطقه­ای، فعالیت مناسب خبرگزاریها و عملکرد فعال صدا و سیمای مرکز خوزستان، سبب شده است تا مطالعه عملکرد رسانه ­ها در ا ستان خوزستان معنادار و دارای اهمیت باشد؛ بویژه مطالعه اخبار و عناوینی که از جانب این رسانه­ها مورد توجه و گزینش قرار می­گیرد و با جهت­گیری خاص (مثبت، منفی و یا خنثی) به مخاطب ارائه می­شود، بر این اساس ، محقق در راستای یاری به ارباب رسانه­ها و مدیران فرهنگی استان، به مطالعه مقایسه ای عناوین خبری در 5 روزنامه محلی(کارون،نور خوزستان،روزان،عصر کارون،فرهنگ جنوب) و خبر صدا و سیمای مرکز خوزستان پرداخته است تا از این طریق نوع و ارزش خبری و جهت عناوین خبری برجسته شده در رسانه­های محلی استان مشخص ودرصورت لزوم براساس نتایج حاصله،  برنامه­ریزی خبری متناسب ،از جانب تصمیم­گیران اتخاذ شود.

نظریه برجسته سازی

در سالهای اخیر،  مفهوم "شکل­گیری واقعیت­های اجتماعی" به عنوان یکی از مهمترین آثار اجتماعی پیام­ های ارتبا طی، مورد  توجه جدی پژوهشگران علوم ارتباطات قرار گرفته است. در  واقع پرسش این نیست که پیام­های ارتبا طی چگونه بر نگرش ­ها، اعتقاد ها، باورها و رفتارهای مخاطبان تأثیر می­گذارند، بلکه پرسش این است که رسانه­ها چه  کمکی به تبیین مخاطبان از محیط اطراف خود می­کنند. فرض بر این است که رسانه­ها می­توانند با تأکید و برجستگی ا نتخا بی خود بر ارزش­ها، هنجارها و رویدادهای گوناگون به شکل­گیری ادراکات ما از محیط ا طراف کمک می­کنند. تحقیقاتی که در زمینه برجسته­سازی پیام ­های خبری انجام شده است، همگی مؤید این مطلب است که رسانه­ها با تأکید و برجسته سازی خبرها و موضوع­های مختلف، اولویت­ های ذهنی مخاطبان را شکل می­دهند (بدیعی، 1377، ص 23).

مك كامبزو شاو ،اولين مطالعه سيستماتيك در مورد نظريه برجسته سازي را در سال 1972 گزارش كرده اند ؛آنها برجسته سازي را در مبارزه رياست جمهوري سال 1968 ، مورد مطالعه قرار دادند و اين فرضيه را مطرح كردند كه رسانه هاي جمعي براي هر مبارزه سياسي، اولويت هايي را تعيين مي كنند و بر اهميت نگرش هاي راجع به موضوعات سياسي اثر مي گذارند. آنها مطالعه خود را با تمركز بر راي دهندگان انجام دادند زيرا كساني كه هنوز تصميم نگرفته اند بايد مستعدترين افراد براي آثار برجسته سازي باشند. محققان با نمونه اي صد نفره از پاسخ دهندگان مصاحبه كردند و همزمان تحليل محتوايي از رسانه هاي جمعي (پنج روزنامه، دو مجله خبري، دو شبكه تلويزيوني كه اخبار شامگاهي پخش مي كردند) انجام دادند و از پاسخ دهندگان، مشكلات عمده مملكتي را سؤال كردند . يافته ها، اثرات برجسته سازي را تأييد نمودند ميان تاكيد رسا نه بر يك موضوع و درك رأي دهنده از آن موضوع، همبستگي 96 درصد برقرار بود؛ داده ها نشا ن مي دهد كه رابطه اي بسيار قوي ميان تاكيد رسانه ها بر موضوعات مختلف مبارزه سياسي و قضاوت راي دهندگان در مورد برجستگي و اهميت موضوعات مختلف برقرار مي باشد (Mc combs, 1974 ). بعد از مك كامبز و شاو، محقق ديگري بنام "فانكاوزر" به شناخت رابطه ميان پوشش خبري و درك عموم از ا هميت موضوعات پرداخت. فانكاوزر، مطالعه خود را بر دهه 1960، زماني كه موضوعات برجسته زياد بود متمركز نمود او براي سنجش افكار عمومي ،از نتايج سنجش افكار مؤسسه " گالوپ" استفاده كرد در آن نظر سنجي ها از افراد درباره مهم ترين مشكلاتي كه در آمريكا با آن مواجه مي باشند پرسش مي شد ؛ وي سنجش محتوي رسانه ها را با شمارش تعداد مقالاتي كه راجع به هر موضوع در تعدادي از رسانه هاارائه مي شدو نيزاز طريق توجه به رابطه ميان محتواي رسانه ها و واقعيت، انجام داد،نتايج اين مطالعه نشان داد كه ارتبا طي قوي ميان رتبه بندي عمومي از يك موضوع به عنوان موضوع مهم و ميزان پوشش رسانه اي وجود دارد.

موضوعاتي كه عموم مردم رتبه بالايي به آنها داده بودند همان موضوعاتي بودند كه رسانه هاي جمعي، پوشش زيادي به آنها داده بودند اين نتايج توافق زيادي با فرضيه برجسته سازي دارد. "فانكاوزر"، در بخش دوم مطالعه خويش ، رابطه ميان پوشش رسانه اي و واقعيت را بررسي كرد وي در اين زمينه به اين نتيجه رسيد كه پوشش رسانه ها ارتباط زيادي با حقايق امور ندارند (Funkhouser,1973 p.62). عالم سياسي ، "برنارد كوهن"، اظهار مي دارد كه "شايد رسانه هاي جمعي اكثر اوقات در تعيين آنچه مردم فكر مي كنند موفق نباشند ليكن به نحوي حيرت انگيزي در تعيين آن چه خوانندگان درباره. آن فكر مي كنند موفق اند " (Chohen, 1963).

3-2- گزینشگری خبری

تعاریفی که ا ز خبر ارائه شده است، طیف گسترده و در عین حال کاملاً گوناگونی را از این مفهوم شامل می­شود، تعاریفی نظیر "هر عمل و اندیشه واقعی که برای عده  کثیری از خوانندگان جالب توجه باشد" از" لیل اسپنسر"، مؤلف کتاب خبرنویسی، یا "روژه کلوس" استاد دانشگاه بروکسل که خبر را "نقل ساده و خالص وقایع جاری" تعریف می­کند یا "هارولد اوانس"  سردبیر پیشین ساندی تایمز و تایمز لندن که، خبر را به عنوان "خبر، مردم است" تعریف می کند و بر وجه مفید بودن خبر برای مخاطبان و مردمی بودن آن تأکید می­کند (گودرزی، ،1381ص52). در کتاب روزنامه­نگاری نوین، خبر این گونه تعریف شده است "خبر گزارشی از واقعیت­ ها ست، ولی هر واقعیتی را نمی­توان خبر نامید" (بدیعی و قندی، 1378، ص 19). همچنین دکتر معتمد نژاد در کتاب روزنامه­نگاری خود "نو بودن" و "جالب بودن" را مهمترین مبنای شناخت خبر می­داند (معتمدنژاد، 1368، ص 18) و بالاخره یونسکو (در گزارش مک براید)، از خبر، چنین تبیینی ارائه می­کند: "خبر باید فوراً پس از حادثه به جریان افتد، برای عموم جالب باشد، حاوی اطلاعات تازه باشد، خنثی نباشد و ادراکات فرهنگی جوامع خاص خود را منعکس نماید" (مک براید، 1996) پس از ارائه تعاریف مختلف در زمینه ماهیت خبر، توجه به کیفیت گزینشگری یا دروازه­بانی خبر اهمیت پیدا می­کند دروازه­بانی و گزینشگری اطلاعات که اشکال آن در انواع وسایل ارتباط جمعی از جمله رسانه­های خبری نمود می­یابد، قدمتی به عمر ارتباطات دارد.

به کسانی که در تحریریه رسانه ­های خبری در فرایند تهیه، گزینش و ارائه پیامهای خبری فعالیت دارند "دروازه­بان" می­گویند (بدیعی و قندی،   1378،ص19). تحقیقات در زمینه رفتار ارتباطی گزینشگران، مبین آن است که عوامل مختلفی در انتخاب، گزارش و یا کتمان آن در جراید و برنامه­های خبری رادیو و تلویزیون تأثیرگذار هستند، شناسایی و چارچوب نظری دادن به موضوع گزینشگری برای نخستین بار توسط کسانی از جمله "دیوید منینگ وایت" ، در اوایل دهه 50 صورت گرفت اورفتار ارتباطی گزینش­گران خبر را بررسی کرد (گودرزی، 1381، ص54). اما مفهوم گزینش­گری که دروازه­بانی، مرزبانی، سوزنبانی و خبریابی نیز ترجمه شده است نخستین بار و پیش از وایت توسط "کورت لوین "، در دوره جنگ جهانی دوم مطرح شد. بنظر "وایت"، دروازه­بانی به طور خاص به معنی رد یا گزینش پیام­های خاص بود. بررسی رفتارهای ارتبا طی توسط "وایت" وی را به این نتیجه رساند که انتخاب خبر تماماً براساس تمایلات، نگرش­ها و دیدگاه ­های شخص گزینش­گر صورت می­گیرد (بدیعی و قندی، 1378،ص40).

 

 مدل­های گزینش­گری خبر

گزینش یا دروازه­بانی خبر بسیار بیش از مباحث نظری، در مدل­های نظریه­پردازان راه پیدا کرده است به طوی که بیش از سایر بخش ­های فرآیند ارتباطات، مورد توجه الگوسازان قرار گرفته است از الگوی دروازه­بانی وایت (1950) تا الگوی دروازه­بانی "ویندال مک کوئل" (1981)، روندی از الگوهای متنوع برای دروازه­بانی خبر را شاهدیم.

"وایت" که  نخستین الگوی دروازه­بانی خبر را ارائه داد، الگویی را عرضه داشت که از لحاظ ساختاری تفاوت چندانی با الگوی "ویندال مک کوئل" نداشت. در الگوی" وایت" منابع خبری، اخبار متنوع و متعدد را به سوی مخاطب ارسال می­کنند اما دروازه­بان خبر دست به گزینش و انتخاب آنها می­زند و شمار کمی از آنها را از دروازه­ عبور می­دهد. الگوی دروازه­بانی "ویندال مک کوئل"، که از آخرین الگوها در این زمینه به شماره می­آید شباهت بسیاری به الگوی نخست دارد (بروجردی، 1381،ص18).

باشناختی که از گزینشگری و دروازه­بانی خبر پیدا کردیم این سئوال مطرح می­شود. که فرایند گزینشگری، براساس چه معیارهایی صورت می­گیرد، در اینجاست که محققان وسایل ارتباطی، ارزش­های خبری (News Values) را مطرح کرده­اند که در انتخاب اخبار توسط گزینشگران، نقش اساسی دارند. ا همیت شناخت ارزشهای خبری در این است که  هم خبرنگار را در شناخت و فهم خبر (سوژه­یابی) کمک می کنندو هم در تنظیم خبر او را یاری می دهند همچنین می­توانند به عنوان معیارهایی برای مقایسه، ارزش­گذاری و گزینش رویدادهای روز (از جهت اولویت­گذاری) مورد بهره­برداری قرار گیرند (بدیعی و قندی، 1378،ص20). براساس الگوی " والتر وارد"، ارزشهای خبری 7 مورد می­باشد و شامل: 1- دربرگیری (فراگیری)، 2- شهرت، 3- شگفتی­ها، 4- فراوانی و بزرگی، 5- مجاورت، 6- تازگی، 7- برخورد.

در این تحقیق میزان توجه گزینشگران خبری شبکه استانی خوزستان به ارزشهای مختلف خبری سنجیده شده است؛ علاوه بر آنکه به فاکتور تعیین­کننده دیگری در زمینه رفتار گزینشگران توجه شده است و آن عامل "جهت­گیری" می­باشد. اینکه دروازه­بانان در گزینش اخبار تلویزیون، رویکردی مثبت، منفی و یا خنثی دارند، مورد تحلیل وبررسی قرار گرفته است.

تیتر (عنوان خبر)

در فرایند تنظیم خبر، طراحی تیتر یا عنوان خبر، مهمترین و حساسترین کار بشمار می­آید؛ پیشخوان، تریبون و وجهه یک رسانه (اعم از مطبوعات و رسانه های تصویری) در عناوین آن انعکاس می­یابد. تیتر هدایت­گر خواننده به سوی متن و تفصیل خبر می­باشد، تیتر به نوشتار هویت می­بخشد و می­تواند خواننده را به خواندن نوشته تحریک کند و یا به عکس او را از تعقیب خبر بازدارد (بدیعی و قندی، 1370، ص 37). تنظیم عناوین در ارائه اخبار دارای مزایایی می­باشد ،از جمله آنکه منجر به تقسیم و تشخیص مطالب از هم می­شود، خلاصه خبر را در اختیار مخاطب قرار می­دهد، در جلب توجه خواننده و پیامگیر مؤثر می­باشد و همچنین درجه ا همیت مطالب را مشخص می­کند (معتمدنژاد، 1368، ص 103-102) بعبارتی عناوین خبری منجر به تعیین اولویت­های خبری برای مخاطب می­شوند.

"ژرار وینه"، استاد مدرسه عالی مدرسان پاریس، تیتر را به مثابه خرده متن در اندازه­ های متفاوت (کلمه، عبارت، جمله) تعریف می­کند که کارکرد آن برانگیختن توجه عمومی به یک موضوع و یا سیستم معنایی خاص است؛ بدین ترتیب، تیتر دارای سه کارکرد مخاطبی، مرجعی و یا انگیزشی و کارکرد تبلیغاتی می­باشد (Vigner, 1980, P.30) .

جهت­گیری

تنظیم عنوان خبر یا تیتر، متأثر از جهت­گیری عقیدتی رسانه متبوع باشد در واقع گزینشگر و یا سردبیر خبر ،متناسب با ایدئولوژی و ملاحظات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... ،اقدام به تنظیم عنوان خبری خاص و با بار معنایی مثبت، منفی و یا خنثی می­کند؛ این کارکرد رسانه ­­ها در جهت­دهی به افکار عمومی نسبت به موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، عنصری تعیین­کننده بشمار می اید. رسانه­ها می­توانند با تأکید بر اخبار خوشایند و امیدوارکننده، فضای امید به آینده را تحکیم بخشند و یا اینکه با تأکید بر اختلافات و اخبار تنش­آفرین فضای جامعه را نامناسب و فرایند توسعه جامعه را با تأخیر مواجه کنند.

 

روش تحقیق

روش مورد استفاده برای اجرای این تحقیق، روش تحلیل محتوا می­باشد .از آنجا که در تحقیق حاضر، هدف بررسی نحوه عملکرد گزینشگران خبری در برجسته­سازی عناوین خبری در روزنامه­های محلی و خبر صدا و سیمای مرکز خوزستان می­باشد و اینکه در انتخاب عناوین خبری به کدام ارزشهای خبری توجه دارند و دارای چه نوع جهت­گیری خبری می­باشند، از روش تحلیل محتوا که برای شناخت گرایش­های اساسی در محتوای وسایل ارتباط جمعی به کار می­رود (ساروخانی، 1377،ص 285 استفاده شده است این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی می­باشد.در این تحقیق ازروش تحلیل محتوای مقوله ای استفاده شده است وواحد تحلیل ،"عنوان خبر" می باشد

 

جامعه آماری و نمونه

در این تحقیق، کلیه جامعه آماری ،بعنوان نمونه در نظر گرفته شده است  بر این اساس ، نمونه این تحقیق شامل کلیه عناوین خبری روزنامه­های محلی( کارون ،نور خوزستان ،روزان ،عصر کارون ،فرهنگ جنوب )و خبر ساعت 20 مرکز خوزستان در شهریور 1386 می­باشد.انتخاب این مقطع زما نی بدین دلیل بوده است که این دوره زما نی مصادف با تحولات مهم مدیریتی ،اقتصادی وسیاسی در استان بوده است. در این تحقیق از روش نمونه­گیری هدفمند استفاده است و از نرم­افزار spss جهت کدگذاری و استخراج داده­ها استفاده شده است .

- نتایج تحقیق

 

براساس داده های جدول فوق ،تعداد کل عناوین خبری روزنامه های محلی و خبر مرکزخوزستان که در شهریور 1386مورد مطالعه وتحلیل قرار گرفته است ، 688 عنوان بوده است ؛  محقق عناوین ارائه شده در نیم صفحه اول روزنامه های محلی(روزنامه کارون،نور خوزستان،روزان،فرهنگ جنوب،عصر کارون) وعناوین خبری ساعت 20 خبرخوزستان را مورد تحلیل محتوا قرار داده است که از میان روزنامه ها ، تنها روزنامه عصر کارون تعداد تیتر کمتری داشت و دربقیه روزنامه ها حداقل 5 تیتر (یک تیتر اصلی و 4 تیترفرعی) ارائه شده است، همچنین کل عناوین ارائه شده در خبر ساعت 20(شهریور 86)،93عنوان خبری بوده است.

داده های جدول شماره 2 نشان می دهد که در زمینه محتوای عناوین خبری در رسانه های محلی استان خوزستان ( روزنامه های محلی و خبر مرکز خوزستان) ، عناوین اقتصادی با فراوانی 327 عنوان (48درصد) و بعد از آن عناوین سیاسی با 157 عنوان (23درصد) ، در اولویت برجسته سازی خبری بوده اند ، این در حالی است که ورزش، با 18 عنوان (2درصد)و بعد از آن حوادث و امور قضایی با 28عنوان (4درصد) دارای کمترین اولویت در فرایند گزینش عناوین خبری بوده اند.

 

براساس داده های جدول شماره 3 ، درزمینه نوع ارزشهای خبری  مورد توجه در انتخاب عناوین خبری روزنامه های محلی و خبر مرکز خوزستان ، ارزش خبری ترکیبی مجاورت و شهرت با فراوانی 145 (21درصد) ، بیشترین توجه گزینشگران عناوین خبری را به خود جلب کرده است ، این در حالی است که اخبار با ارزش خبری شگفتی با 14عنوان (2دصد) و بعد از آن ، اخبار با ارزش خبری برخورد و فراوانی (بتنهایی) ، دارای کمترین عناوین بوده اند.

 

براساس داده های جدول شماره 4 ، عناوین خبری روزنامه های محلی و خبر مرکز خوزستان در رویکرد کلی دارای جهت گیری منفی با 279 عنوان (40درصد) و بعد از آن با 231عنوان (34 درصد) ، دارای جهت گیری مثبت می باشند ؛ همچنین ، 178عنوان (26درصد) ، دارای جهت گیری خاصی نبوده اند.


براساس داده های جدول شماره 5 ، در زمینه محتوای عناوین خبری در روزنامه های محلی و خبر مرکز خوزستان ، در روزنامه کارون ، اخبار اقتصادی (49درصد) و بعد از آن اخبار سیا سی (33درصد) ، دارای بیشترین اولویت و اخبارعلمی  و حوادث ، دارای کمترین اولویت در تنظیم عناوین خبری می باشند ؛ در روزنامه نور خوزستان عناوین اقتصادی (35درصد) و بعد از آن عناوین سیاسی (27درصد) ، بشترین اولویت و عناوین ورزشی دارای کمترین اولویت می باشند ؛ در روزنامه فرهنگ جنوب ، اولویت عمده گزینشگران ، عناوین اقتصادی (65درصد) و بعد از آن عناوین سیاسی و فرهنگی می باشد و عناوین ورزشی و حوادث دارای کمترین اولویت می باشند ؛ در روزنامه عصر کارون ، عناوین اقتصادی (40درصد) و بعد از آن عناوین سیاسی (35درصد) ، بشترین اولویت و عناوین اخبار حوادث ، ورزشی و علمی ، دارای کمترین اولویت می باشند ؛ اما در خبر مرکز خوزستان ، عناوین اقتصادی (58درصد) ، عمده ترین انتخاب گزینشگران خبری می باشد ، بعد از اخبار اقتصادی ، عناوین فرهنگی مذهبی در اولویت برجسته سازی می باشند ؛ این در حالی است که اخبار ورزشی در عناوین خبری حضور ندارند.

داده های جدول شماره 6 در زمینه ارزشهای خبری مورد توجه گزینشگران عناوین خبری در روزنامه های محلی وخبر مرکز خوزستان ، نشان می دهد که در روزنامه کارون ، اخبار باارزش خبری در برگیری(28 درصد) و بعد از آن ارزش ترکیبی شهرت وبرخورد ،بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری شگفتی (2درصد) و بعد از آن ارزش خبری ترکیبی مجاورت وشهرت ، کمترین عناوین را به خود اختصاص داده اند؛ در روزنامه نور خوزستان ، اخبار با ارزش خبری شهرت (20درصد) و ارزش ترکیبی شهرت و مجاورت (20درصد) و بعد از آنها ارزش خبری دربرگیری (5/17) بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری برخورد (3درصد) و بعد از آن ارزش شگفتی (5درصد) ، کمترین عناوین را به خود اختصاص داده اند؛ در روزنامه روزان اخبار با ارزش خبری ترکیبی مجاورت و شهرت (33درصد) و ارزش خبری شهرت (20درصد) ، بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری برخورد (1درصد) و شگفتی (1درصد) ،  کمترین عناوین را به  خود اختصاص   داده اند ؛ در روزنامه فرهنگ جنوب اخبار با ارزش خبری ترکیبی مجاورت و شهرت (30درصد) و بعد از آن ارزش خبری ترکیبی مجاورت و برخورد (18درصد) ، بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری شگفتی کمترین عناوین را به خود اختصاص داده اند ؛ در روزنامه عصر کارون اخبار با ارزش خبری ترکیبی برخورد و شهرت (19درصد) و ارزش خبری ترکیبی مجاورت و برخورد (16درصد) ، بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری شگفتی (3درصد) و ارزش خبری فراوانی (4درصد) ، کمترین عناوین را به خود اختصاص داده اند ؛ اما در مرکز خوزستان اخبار با ارزش خبری ترکیبی فراوانی و مجاورت (48 درصد) و بعد از آن ارزش خبری مجاورت و شهرت (27درصد) ، بیشترین عناوین و اخبار با ارزش خبری برخورد (1درصد) و بعد از آن شگفتی (2درصد) ، کمترین عناوین را به خود اختصاص داده اند.

 

جدول  شماره 7 در زمینه جهت گیری خبری درعناوین روزنامه های محلی وخبر مرکز خوزستا ن  ، نشان می دهد که در روزنامه کارون ، عناوین خبری بطور عمده (67 درصد) ، دارای جهت گیری منفی  و بعد از آن 26 درصد عناوین ، دارای جهت گیری خنثی  و تنها 10درصد عناوین دارای جهت گیری مثبت می باشند ؛ در روزنامه نور خوزستان ، عناوین خبری به نسبت برابر (37درصد) دارای جهت گیری مثبت و منفی و 26 درصدعناوین ، بدون جهت گیری می باشند ؛ در روزنامه روزان ، 38 درصد عناوین دارای جهت گیری منفی ، 3 درصد عناوین ، دارای جهت گیری مثبت و 29 درصد عناوین خنثی بوده اند ؛ در روزنامه فرهنگ جنوب ، جهت گیری غالب عناوین ، مثبت (49درصد) ، 32 درصد عناوین ، دارای جهت گیری منفی و 19درصد عناوین خنثی بوده اند ؛ در روزنامه عصر کارون ، جهت گیری غالب در عناوین ، منفی (58درصد) می باشد ، بعد از آن ،عناوین خنثی (23درصد) و عناوین مثبت (19درصد) قرار دارند ؛ در خبر مرکز خوزستان جهت گیری غالب با عناوین مثبت (58درصد) ، می باشد و بعد از آن 39درصد عناوین بدون جهت گیری می باشند ، در مرکز خوزستان ، درصد ناچیزی از عناوین (3درصد) ، دارای جهت گیری منفی بوده اند.

 

 پیشنهادات

 

بر اساس داده های حاصل از تحلیل محتوای عناوین  روزنامه های محلی وخبر مرکز صدا وسیمای خوزستان ، پیشنهاداتی از جانب محقق ارائه می گردد ،ا مید است که  این تحقیق درراستای بهبود نحوه برجسته سازی خبری بوسیله رسانه های محلی وشکل گیری افکار عمومی ،مفید باشد.

 

1-    پیشنهاد می شود که در رسانه های محلی ، علاوه بر عناوین اقتصادی ، به عناوین فرهنگی

  ،هنری ، آموزشی  و علمی ، بیشتر توجه شود.

 

2- پیشنهاد می شود که رسانه های محلی، از میزا ن جهت گیری منفی در تنظیم عناوین خبری ، بکا هند ودر جهت تسکین جو ملتهب استان گام بردارند .

 

3-با توجه به اینکه پوشش عناوین سیا سی در خبر مرکز خوزستان در مقایسه با روزنامه های محلی ، کمتر می باشد ،  پیشنهاد  می شود  که   به این  امر در  خبر مرکز  خوزستان توجه بیشتری شود.

 

4- با توجه به اینکه روزنامه های محلی در مقایسه با خبر مر کز خوزستان ، به ارزش خبری"برخورد" ،بیشتر توجه دارند ، با توجه به نیاز استان به آرا مش ، پیشنهاد می شود که

روزنامه های محلی ، به ارزش خبری" برخورد"در برجسته سازی عناوین خبری، کمتر بپردازند.

 

5- پیشنهاد می شود درخبر مرکز خوزستان جهت سوژه یا بی عناوین خبری،  از روزنامه های محلی  استان ،استفاده بیشتری بشود.

فهرست منابع:

 

-         بديعي، نعيم، تحليل محتواي مطالب 10 روزنامه تهران، فصلنامه رسانه، سال نهم، شماره: 1 ، بهار 1377، ص 22

-         بديعي،نعيم و قندي،حسين، تيتر، هدايتگر خواننده به سوي خبر، فصلنامه رسانه ، تابستان 1370

-         بديعي، نعیم ،وقندي،حسین، روزنامه نگاري نوين، تهران انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي، 1378،ص 19 

-         بروجردي، مهدخت، دروازه باني خبر چيست؟ دروازه بانان کيستند؟ ، فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 1، بهار 1372، ص18.

-         تحليل محتواي هفته نامه هاي محلي خوزستان، شوراي پژوهشي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان، 1381

 

-         ديداري، اکرم،بررسي رويکرد روزنامه ها به پرونده هاي ملي و مسائل سياسي سال 1378، فصلنامه رسانه ، سال دوازدهم، شماره 10، بهار 1380، ص66

-         ساروخاني، باقر، روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي، ج 2 بينش و فنون، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1377، ص 257.

-         فرقاني، مهدي، جهت گيري سياسي در گزارش روزنامه هاي غربي در زمينه سقوط دو هواپيماي ايران و کره، فصلنامه رسانه، 1376، ص 25.

-         قندي، حسين،تفاوت هاي خبرنويسي در رسانه هاي جمعي ، فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 4، تابستان 1372، ص61

-         گزارش تحليل هفته نامه هاي استان خوزستان، معاونت فرهنگي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان، 1384

-         گودرزي، حبيب الله ، گزينش اخبار در رسانه هاي ايران، فصلنامه رسانه، سال سيزدهم، شماره: 2، تابستان1381، شماره 50، ص 52.

-         معتمد نژاد، کاظم، روزنامه نگاري با فصلي جديد در بازنگري روزنامه نگاري معاصر، تهران: مرکز نشر سپهر، 1368، ص 18

-         مک برايد، شن، يک جهان و چندين صدا، ترجمه: ايرج پاد، تهران: انتشارات: سروش، 1375

 

 

منابع لاتين:

-         Chohen,B.C. ( 1963 ) the press and foreign an policy. Princeton, N.J: Princeton university press

-         Funk houser , G.R. ( 1973 ) the issues of the sixties: an exploratory study in the dynamics of public opinion quarterly , 37: 62- 73

-         Mc quail, denis " sociology of mass communication " p. 42 , penguin book, 1977.

-           Mc combs, J.M.B.Becker and S .E.Byrnes (1974):Another lookat

      The agenda-setting forction

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 10:14  توسط خالد لویمی  | 

علاقمندان جهت مطالعه چکیده رساله ارشد فوق می توانند به سایت مرکزی علوم ارتباطات ایران مراجعه کنند (بخش مقالات)

محقق:خالد لویمی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 17:47  توسط خالد لویمی  | 

انگاره سازی(5)

خالد لویمی

جهان وارد مرحله اي شده است كه در آن انگاره سازي و برجسته سازي حرف اول را مي زند. وسايل ارتباط جمعي جهانی، امروزه ، جهاني ذهني و غير واقعي را به دنيا مخابره مي كنند در واقع نقش نوين خبرگزاريها در چارچوپ انگاره سازيها و برجسته سازيها معنا پيدا مي كند (مولانا ، 1371، ص 47). جنگ خليج فارس، پيروزي تصوير بر واقعيت و منطق را به نمايش گذاشت؛ در اين جنگ فناوري هاي نوين ارتباطي اين امكان را فراهم آورد تا واژه ها و تصاوير خاص در زمان مناسب ، براي صدها ميليون نفر در سراسر جهان مخابره شوداين تصاوير آن چنان بينندگان را مسحور خود كرد كه گويا افراد، خود شاهد نبرد مي باشند. با وجود اين، آنطور كه مطالعات بيشتر كشورها نشان مي دهد، اين جنگ نبود كه ما شاهد آن بوديم بلكه انگاره هايي بود كه به اين منظور، برنامه ريزي شده بود تا حس پيروزي را القاء كنند (مولانا ، 1375، ص 13). در اين جنگ رسانه هاي غربي با كاربرد سانسور ، به انگاره سازي پرداختند. اين رسانه ها در طول جنگ به نحوي عمل كردند كه گويي مردم شاهد يك بازي كامپيوتري مي باشند؛ آمريكايي هاي شكست ناپذير، بي آنكه حتي يك سرباز تلفات دهند، مراكز مهم عراق را نابود مي كردند در حالي كه حتي يك غيرنظامي عراقي هم آسيب نمي ديد و اين همه صرفاً به سبب كاركردهاي ارتباطي و اطلاعاتي محافل غربي ميسر شد (شكرخواه، 1377، ص57).

 بر اساس گزارش " دالگران" در زمينه ارسال تصاوير خبري خبرگزاريهاي عمده جهان، بي نظمي و نابساماني در جهان سوم همواره ابدي جلوه داده مي شود، اين وضعيت، پر هياهو و غير منطقي نمايانده مي شود در حالي كه غرب در اين گزارش ها، طرفدار منطق و حقوق بشر نمايان مي شود (مولانا ، 1371، ص 47).

در مباحث مربوط به انگاره سازي ها با اين سئوالات مواجهيم كه : چه چيزي باعث تغيير مي شود؟ رسانه ها چه نقشي در تغييرات ايفا مي كنند؟ انگاره سازي رسانه اي همان چيزي است كه ما را به درك كيفيت تاثير گذاري رسانه ها بر مخاطبان و نگرش ها و ادراك آنها از رويدادها، رهنمون مي سازد.

 بعضي محققان دو مفهوم اساسي را در انگاره سازي مورد توجه قرار داده اند.

1ـ مفهوم گزينش گري[1]: رسانه ها ،همواره مشغول تأكيد گذاري بر يك پديده و يا تأكيد زدايي از آن مي باشند. امروزه اين نقش رسانه ها، كاملاً واضح است " هارولد دتيز" از صفت جهت گيري[2] استفاده كرده است و مي گويد هر رسانه اي به خودي خود جهت گيري دارد همچنين "نيل پستمن" براي توصيف اين وضعيت رسانه‌ها بيان مي دارد كه رسانه ها، ساختارهاي واقعي را در زمان انتقال، ارزشگذاري مي كنند و با اين كار پديده اي مهم تر و پديده ديگري، نازل تر نشان داده مي شود (شكرخواه، 1383،ص 183).

 به اعتقاد ناظران، شكست " ماركوس" در انتخابات سال 1986مانيل ناشي از تبليغات و جنگ رواني فراگير رسانه هاي آمريكا بود. در آغاز ريگان از ماركوس حمايت مي كرد اما با ادامه پوشش فراگير تلويزيوني آمريكا، مخاطبان، تظاهر كنندگان تر و تميز طبقه متوسط را مي ديدند كه به شيوه اي صلح آميز با آدمكشان ماركوس درافتادند بر اثر این تبليغات، موضع ريگان، رفته رفته تغيير يافت، چون به تعبير منتقد تلويزيوني واشنگتن پست، برازنده نبود كسي با اين مرد كوتاه قد كثيف كه تصويرش روي صفحه تلويزيون نمايش داده
مي شود متحد شود و اين همان انگاره سازي رسانه اي مي باشد (تافلر ، 1373، ص 525).

2ـ مفهوم تغيير شكل : مفهوم ديگري كه از جانب محققان در زمينه انگاره سازي
رسانه اي مورد توجه قرار گرفته است، مفهوم تغيير شكل مي باشد. بر اساس اين مفهوم ، برخي از مخاطبان فكر مي كنند كه كنترل رسانه را در اختيار دارند در واقع در بحث تغيير شكل، وسيله براي مخاطبان ، تبديل به هدف مي شود (شكر خواه، 1382، ص 184).

" مايل بارنتي" از كارشناسان برجسته رسانه ها، مفاهيم دخيل در بحث انگاره سازي را از زاويه ديگري مورد توجه قرار مي دهد :

1ـ تكنيك برچسب زدن[3]: يكي از راههاي برخورد رواني رسانه ها با موضوعات و شخصيتها، برچسب زني مي باشد كه از اين طريق يك حوزه معنايي منفي و  مثبت ايجاد مي كنند. صفاتي مانند : تروريسم اسلامي[4]، چريك هاي چپ گرا، دموكرات و.... نمونه هايي از اين برچسب ها مي باشند.

2ـ انتقال و محاوره صوري : اغلب مخاطبان ، اين را پذيرفته اند كه رسانه ها فقط عيني گرايي مي كنند و به بازتاب رويدادها مي پردازند در حالي كه واقعيت امر آن است كه بنام خبر، نظر مي فروشند. به اعتقاد " پارنتي" ، افسانه عيني گرايي را نبايد زياد جدي گرفت.

3ـ توازن دروغين : رسانه ها اصرار دارند كه متوازن نشان ميدهند، حال آنكه توازن معنايي وجود ندارد و اكثر توازن ها، صوري است.

4ـ چرايي: در پوشش رسانه اي از نوع انگاره سازانه، علل و چرايي رويدادها ارائه
نمي شود و مخاطبان هيچگاه در نمي يابند كه چرا اين رويدادها اتفاق افتاده است چرا كه تلاش مي شود تا به علت واقعي پديده پي برده نشود.

5ـ حذف حقايق : يكي از رايج ترين كارهايي كه رسانه ها در ساز و كارهاي انگاره سازانه انجام مي دهند، سركوب افكار از طريق حذف حقايق است؛ گاه در هنگام حكايت رويداد بخشي از آن را حذف مي كنند و گاه كل آن را مورد بي توجهي قرار مي دهند

بعنوان مثال : خبر سرنگوني سوكارنو توسط ارتش دست آموز امريكا، سه ماه بعد، در نيويورك تايمز ذكر مي شود.( شكر خواه ، 1382، ص 185).



1- Selectivity

2- Bias

1- Labeling

2- Islamic terrorism

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:15  توسط خالد لویمی  | 

نظريه برجسته سازی(۴) 

 

مك كامبز1و شاو2 اولين مطالعه سيستماتيك در مورد نظريه برجسته سازي را در سال 1972 گزارش كرده اند آنها برجسته سازي را در مبارزه رياست جمهوري سال 1968 ، مورد مطالعه قرار دادند و اين فرضيه را مطرح كردند كه رسانه هاي جمعي براي هر مبارزه سياسي، اولويت هايي را تعيين مي كنند و بر اهميت نگرش هاي راجع به موضوعات سياسي اثر مي گذارند. آنها مطالعه خود را با تمركز بر راي دهندگان انجام دادند زيرا كساني كه هنوز تصميم نگرفته اند بايد مستعدترين افراد براي آثار برجسته سازي باشند. محققان با نمونه اي صد نفره از پاسخ دهندگان مصاحبه كردند و همزمان تحليل محتوايي از رسانه هاي جمعي (پنج روزنامه، دو مجله خبري، دو شبكه تلويزيوني كه اخبار شامگاهي پخش مي كردند) انجام دادند و از پاسخ دهندگان، مشكلات عمده مملكتي را سؤال كردند  يافته ها، اثرات برجسته سازي را تأييد نمودند ميان تاكيد رسانه ها بر يك موضوع و درك رأي دهنده از آن موضوع، همبستگي 96 درصد برقرار بود؛ داده ها نشان مي دهد كه رابطه اي بسيار قوي ميان تاكيد رسانه ها بر موضوعات مختلف مبارزه سياسي و قضاوت راي دهندگان در مورد برجستگي و اهميت موضوعات مختلف برقرار مي باشد (Mc combs, 1972). بعد از مك كامبز و شاو، محقق ديگري بنام فانكاوزر به شناخت رابطه ميان پوشش خبري و درك عموم از اهميت موضوعات پرداخت. فانكاوزر، مطالعه خود را بر دهه 1960، زماني كه موضوعات برجسته زياد بود متمركز نمود او براي سنجش افكار عمومي ،از نتايج سنجش افكار مؤسسه " گالوپ" استفاده كرد در آن نظر سنجي ها از افراد درباره مهم ترين مشكلاتي كه در آمريكا با آن مواجه مي باشند پرسش مي شد ؛ وي سنجش محتوي رسانه ها را با شمارش تعداد مقالاتي كه راجع به هر موضوع در تعدادي از رسانه هاارائه مي شدو نيزاز طريق توجه به رابطه ميان محتوي رسانه ها و واقعيت، انجام دادنتايج اين مطالعه نشان داد كه ارتباطي قوي ميان رتبه بندي عمومي از يك موضوع به عنوان موضوع مهم و ميزان پوشش رسانه اي وجود دارد.

موضوعاتي كه عموم مردم رتبه بالايي به آنها داده بودند همان موضوعاتي بودند كه رسانه هاي جمعي، پوشش زيادي به آنها داده بودند اين نتايج توافق زيادي با فرضيه برجسته سازي دارد. فانكاوزر، در بخش دوم مطالعه خويش ، رابطه ميان پوشش رسانه اي و واقعيت را بررسي كرد وي در اين زمينه به اين نتيجه رسيد كه پوشش رسانه ها ارتباط زيادي با حقايق امور ندارند (Funkhouser,1973). عالم سياسي ، "برنارد كوهن"، اظهار مي دارد كه "شايد رسانه هاي جمعي اكثر اوقات در تعيين آنچه مردم فكر مي كنند موفق نباشند ليكن به نحوي حيرت انگيزي در تعيين آن چه خوانندگان درباره. آن فكر مي كنند موفق اند " (Chohen, 1963). هنري كسينجر به اين كاركرد رسانه ها بخوبي توجه داشته است. وزير امور خارجه اسبق امريكا  بخوبي به قدرت رسانه هاي خبري در تعيين مهمترين مسائل مورد توجه عمومي پي برده بود؛ او يك بار اظهار داشت كه هيچ گاه به محتواي اخبار شب توجه ندارد، بلكه تنها به آنچه مورد پوشش قرار مي دهند و مدت زمان آن علاقمند است تا آنچه را كه در معرض ديد مردم قرار مي گيرد را دريابد (Pilenschneider, 1990).

 گلاديس انگل لنگ و كورت لنگ (1983) كه رابطه ميان مطبوعات و افكار عمومي را طي بحران "واترگيت" مطالعه كردند، اعتقاد دارند كه بايد مفهوم اولويت گذاري را در راستاي فرايند برجسته سازي مورد توجه قرار داد. اين دو محقق مراحلي را براي فرايند برجسته سازي مطرح مي نمايند : 1ـ مطبوعات بعضي رويدادها يا فعاليت ها را پر اهميت مي كنند و آنها را برجسته مي كنند، 2ـ موضوعات متفاوت براي جلب توجه به نوع و ميزان پوشش خبري متفاوتي نياز دارند واترگيت موضوعي دور از ذهن و ناآشنا بود بنابراين پوشش گسترده اي براي جلب توجه عموم به آن صورت گرفت، 3ـ رويدادها و فعاليت ها بايد قالب دار باشند و يا به عبارتي بتوان حوزه اي از معاني را به آنها نسبت داد به طوري كه قابل فهم شوند  واترگيت در ابتدا به قالب موضوعي حزبي در مبارزه انتخاباتي در آمد،
 4ـ زبان مورد استفاده در رسانه ها مي تواند بر درك اهميت موضوع اثر بگذارد. در ابتدا از موضوع  واترگيت، تحت عنوان  كاري غير اخلاقي  نام برده مي شد كه ترفندي در جهت بي اهميت جلوه دادن موضوع بودبعدها از موضوع تحت عنوان "افتضاح" نام برده شد كه اهميت بيشتری به موضوع مي داد.

5ـ رسانه ها، فعاليتها يا رويدادها يي كه مورد توجه قرارگرفته اند را به نهادهاي ثانويه وصل مي كنند كه موقعيت آنها در منظر سياسي به خوبي قابل تشخيص است. در قضيه واترگيت هنگامي كه موضوع به نهادهاي ثانويه مثل  نياز به روشن شدن حقايق و يا  اعتماد به حكومت پيوند خورد، به جهت گيري مردم كمك شد، 6ـ هنگامي كه اشخاص معروف و معتبر راجع به موضوعي صحبت مي كنند، فرايند برجسته سازي شتاب پيدا مي كند براي مثال هنگامي كه قاضي " جا سيريكا" گفت كه واقعيت واترگيت به مردم گفته نشده است، اثر قاطعي بر مردم و ديگر اشخاص مهم از جمله بعضي از جمهوري خواهان گذاشت (گلاس انگل لنگ و كورت لنگ، 1983).

در فرايند برجسته سازي، سعي مي شود موضوعات خاصي كه در راستاي سياستهاي كلان كشور متبوع مي باشد بزرگنمايي و برجسته شود، بويژه در جنگ هاي رسانه اي كه اغلب در جهت حصول نتايج نظامي، اقتصادي و فرهنگي بكار گرفته مي شوند، كشور مهاجم سعي مي كند نابسامانيها و مشكلات كشور هاي هدف را برجسته و بزرگ جلوه دهد تا در بعد سياسي زمينه نارضايتي را فراهم آورد بعنوان مثال، كمتر خبر، پيام، گزارش و تحليلي در راديوهاي خارجي امريكا پخش مي شود كه در آن يك يا چند نارسايي اقتصادي، اجتماعي، اداري و غيره در ايران برجسته نشده باشد براي مثال آنان حادثه اي نظير وقوع يك تصادف خونين در جاده هاي ايران را بهانه اي براي پخش ساعتها برنامه در خصوص ناكارآمدي و بي توجهي حكومت اسلامي در حفظ جان شهروندانش قرار مي دهند؛ بزرگنمايي آمار بيكاران ، بيش از حد نشان دادن آمار طلاق ، بر جسته سازي آمار خودكشي و انتساب آن به نارضايتي زندانيان، بزرگنمايي فرار دختران از خانه و برجسته سازي اعتراضات صنفي از جمله روشهايي است كه دستگاه عمليات رواني آمريكا از آن استفاده
مي كند (الياسي، 1384، ص 17).

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:13  توسط خالد لویمی  | 

 
 

سال 2007، سال پیام کوتاه است.

 مردم جهان از ابتداي سال تا کنون حدود 1405ميليارد پيام کوتاه در جهان ارسال کرده‌اند. سایت آی‌تی‌ایران به نقل از پايگاه ADP، نوشت: پيام‌هاي مبادله شده ميان كاربران جهان در سال جاري ميلادي تا كنون 1405 ميليارد برآورد شده كه اين ميزان براي سال 2010 عددي معادل 2316 ميليارد پيش‌بيني مي‌شود.

بنابراين گزارش، ميزان مبادله پيام كوتاه متني در ايالات متحده امريكا به صورت خارق‌العاده‌اي در حال افزايش و همگاني شدن است، بطوري كه در سال گذشته ميلادي 158 ميليارد پيام كوتاه از سوي كاربران ارسال شده كه نشان دهنده رشد 95 درصدي اين رسانه نسبت به سال 2005 است.

مشتركان موبايل همچنين با ارسال انبوه تصاوير و ديگر پيام‌هاي چندرسانه‌اي به يكديگر، شمار ارسال اينگونه پيام‌ها را از تعداد 1/1 ميليارد در سال 2005 به تعداد 7/2 ميليارد در سال 2006 رسانده‌اند.

اين درحالي است كه تعداد استفاده کنندگان از سرويس پيام كوتاه در سال 2005 ميلادي 2 ميليارد نفر برآورد شده كه بنا به پيش‌بيني، اين تعداد در سال 2010 به حدود 4 ميليارد نفر خواهد رسيد.

اين گزارش در ارزيابي اقتصادي اين سرويس مي‌افزايد: ميزان درآمد حاصله از اين رسانه در سال جاري ميلادي تاكنون مبلغ 59 ميليارد دلار برآورد شده كه پبش‌بيني مي‌شود اين رقم در سال 2010 به 72.573 ميليارد دلار برسد.

اين گزارش همچنين مي افزايد : اين روند كه در ايران با فاصله زماني از تولد اين پديده در جهان شروع شد، اكنون با رشد فزاينده‌اي رو به رو است، به گونه‌اي كه بيش از 5/16 ميليون كاربر تلفن همراه دولتي از ابتداي سال تا دهه اول تيرماه جاري 4 ميليارد و 942 ميليون پيام كوتاه مبادله كردند كه به طور ميانگين اين ميزان مبادله روزانه بيش از 42 ميليون پيام كوتاه برآورد شده است.

واحد تحقيق و توسعه آتيه داده پرداز همچنين در اين گزارش مي‌افزايد : كشور ايران پس از مکزيک و اوکراين رتبه دهم بازار هاي در حال توسعه اين صنعت در سال گذشته ميلادي را به خود اختصاص داده است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 9:33  توسط خالد لویمی  | 

جنگ روانی(3)

 

جنگ رواني، پيشينه اي به اندازه تاريخ بشريت دارد. دستكاري احساسات افراد، همواره در جنگ ها و نزاع ها، در شكل گيري و سقوط حكومتها و حكومت داريها، عنصري
تعيين كننده بشمار مي امده است نمونه هاي فراواني از كاربرد غير اكادميك جنگ رواني در طول تاريخ وجود دارد. ترفندي كه " جدعون اسرائيل" در جنگ   "مدين" بكار برد نمونه اي از كاربرد جنگ رواني در جنگ هاي پيشین است. "جدعون" كه به لحاظ تعداد نيرو در مقابل اهالي " مدين" در وضعيت مناسبي قرار نداشت سيصد مشعل را آماده كرد و هر كدام را در رأس يك گروه صد نفره از سپاهيان قرار داد، به اين طريق " جدعون" با بزرگنمايي تعداد سپاهيانش، موجبات ترس و اضطراب را در سپاهيان دشمن فراهم آورد كه اين امر منجر به پيروزي وي در اين جنگ شد (صلاح نصر ، 1967، ص 50).

از تاريخ صدر اسلام نيز مي توان نمونه هايي از كاربرد جنگ رواني را بيان كرد. از
نمونه هاي بارز كاربرد جنگ رواني در آن مقطع ، جنگ "احد" مي باشد. در اين جنگ انتشار شايعه كشته شدن پيامبر اكرم(ص) ،ضربه روحي شديدي را به سربازان سپاه اسلام وارد كرد انتشار اين شايعه از جانب قريش، پيوند و تجمع مسلمانان را به هم ريخت و سپاه اسلام را دچار اضطراب و فروپاشي كرد (و اقدي، 1369، ص 170) . از نمونه هاي تاريخي ديگر كاربرد جنگ رواني كه به دوران معاصر نزديك مي باشد اما داراي ماهيتي غير اکاداميك است، عملكرد " ناپلئون بناپارات" به هنگام فتح مصر مي باشد. ناپلئون براي آنكه مردم مصر را به اطاعت و تسليم وا دارد، شيوه هاي گوناگون جنگ رواني را بكار گرفت، از جمله آنكه خود را طرفدار اسلام و مسلمانان معرفي كرد و با مسيحيان رومي كه با مسلمانان درگير شده بودند، برخورد مي كرد.  ناپلئون نامه هاي متعددي براي علماء، بزرگان و شيوخ مصر ارسال داشت و با اعلاميه هاي مختلف مردم مصر را مورد خطاب قرار مي داد و از اين طريق سعي در تأثير گذاري بر اقشار مختلف اين كشور داشت (شيرازي، 1376، ص 9).

بتدريج و باگذر زمان، شكل و طبيعت حكومت ها و جوامع تغيير پيدا كرد و به تبع آن شكل و نحوة كاربرد جنگ رواني نيز تغيير يافت. در جوامع نوين، افكار عمومي تأثيرگذارترين عامل در روند حكومت داريها، نزاع ها و روابط بين الملل بشمار مي آيد. مديريت افكار عمومي از پيچيده ترين مديريت ها به شمار مي آيد كه كارگزاران خود را به تكنيك هاي مختلف رواني مسلح مي سازد. امروزه، بويژه در زمينه جنگ و نزاع ها،
آماده سازي افكار عمومي، هم در جبهه خودي و هم در جبهه دشمن ،امري حياتي بشمار مي آيد. نظام تبليغاتي آلمان هيتلري بشدت از بحث جنگ رواني در طول جنگ جهاني دوم بهره برد. به اعتقاد هيتلر" ، استراتژي كه به سلاح عقل و خرد مجهز باشد، از هر استراتژي جنگي ديگر كارآتر است. زيرا اين رويكرد سهل تر و كم خرج تر مي باشد، هدف در هم شكستن و خرد كردن دشمن مي باشد كه اين امر از طريق جنگ هاي رواني حاصل خواهد شد" (آقابخشي 1381، ص 264).

 " مورگنتا" ، از محققان برجسته حوزه رسانه ها اعتقاد دارد كه دو عامل بر اهميت جنگ هاي رواني در دوران اخير افزوده است.اول آنكه بين الملل گرايي، جاي خود را به ناسيوناليسم و ايدئولوژيهاي رقيب داده است ضمن آنكه گروههاي زيادي  در امور حكومت ها درگير شده اند دوم آنكه سلاح هاي هسته اي ، احتمال توسل به جنگ هاي تمام عيار براي حل مسائل سياسي را كاهش داده اند؛ با گذشت زمان، معلوم شده است كه هزينه عملياتهاي رواني، كمتر از هزينه جنگ هاي نظامي است (Morgentha, 1967).

 

تعريف جنگ رواني

واژه جنگ رواني پس از انتشار كتاب " جنگ رواني آلمان" نوشته "فاراگو" در سال 1942 رواج يافت. در پايان جنگ جهاني دوم اين اصطلاح در ديكشنري " وبستر" وارد شد و بخشي از عبارت پردازيهاي سياسي و نظامي آن زمان را تشكل داد. از جنگ رواني تعاريف متعدد و متنوعي ارائه شده است ارتش آمريكا در مارس 1955 در آيين نامه رزمي خود، تعريف جالب توجه و نسبتاً كاملي از جنگ رواني ارايه كرده است. در اين آيين نامه آمده است : "جنگ رواني، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست مي باشدبه نحوي كه پشتيباني براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي باشد" (شيرازي 1376، ص 14). جان كلينز نظريه پرداز و استاد سابق دانشگاه ملي جنگ امريكا در تعريف جنگ رواني مي نويسد : " جنگ رواني عبارت است از استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن براي نفوذ در خصوصيات فكري دشمن،با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود" (كالينز 1370، ص 487).

" صلاح نصر " نويسنده معروف مصري، جنگ رواني را مبارزه كلام و عقيده مي داند و در اين زمينه مي نويسد: " جنگ رواني همان جنگ كلمه و عقيده است، خواه به صورت مخفي، آشكار و شفاهي يا كتبي باشد. اساساً، جنگ رواني به انسان و عقل او توجه دارد و هر گاه امكان برقراري ارتباط عاطفي با مخاطب را پيدا كند مي تواند به اعماق او نفوذ كند" (نصر1997، ص 95).

يونس شكر خواه (1377) ، هدف جنگ رواني را پيروزي بر قلبها و فكرها مي داند به اعتقاد  اين محقق حوزه رسانه ها ، جنگ رواني مي خواهد در اذهان مخاطب خود نوعي رفتار و انديشه كليشه اي ايجاد كند و باور يك فرد را نسبت به يك نظام ارزشي، تخريب كند (شكرخواه1377، ص 48).

 

انواع جنگ رواني

1ـ جنگ رواني استراتژيك: اين نوع جنگ، شامل فعاليتهاي گسترده و بلند مدتي است كه با توجه به نقاظ آسيب پذير سياسي، اقتصادي، نظامي و اجتماعي، عليه بخش عمده و يا تمامي مردم يك جامعه بكار گرفته مي شود. اين امر باعث سستي عقايد و آرمانها مي شود و ملتها را نسبت به فرهنگ و تمدن خود به شك و ترديد مي اندازد و بعبارتي اراده و روحيه انها را خدشه دار مي كند در سطح استراتژيك ، اقدامهاي رواني و تبليغات زيركانه، مي تواند بتلاشی اتحادها بيانجامد.

براي نمونه، آلمان و انگليس در جنگ جهاني اول تلاش مي كردند حمايت آمريكا را بدست آورند  نيروهاي انگليسي كه از دانش نظامي پيشرفته اي برخوردار بودند از هر رويداد نماديني بر ضد آلمانها استفاده مي كردند هنگامي كه زيردريايي آلماني، كشتي آمريكايي "لوزيتانيا" را مورد حمله قرار داد افكار عمومي امريكا بشدت به خشم آمد اما خشم واقعي يكسال بعد به وسيله انگليسيها بوقوع پيوست آنان با آگاهي از اين كه يك هنرمند آلماني به مناسبت غرق شدن كشتي، مدال برنزي ساخته است نمونه هايي از مدال را ضرب كردند و صدها هزار از آن را همراه با يك جزوه تبليغاتي ضد آلماني پس ازبسته بندي براي مردم امريكا فرستادند و سرانجام امريكا به نفع انگليس وارد جنگ شد (Taylor, 1990).

2ـ جنگ رواني تاكتيكي : جنگ رواني تاكتيكي عليه سربازان دشمن در ميدان نبرد و همچنين عليه اتباع دولت مزبور صورت مي گيرد.عمليات رواني در اين حالت، محلي بوده و هدف از آن ، ضعيف كردن مقاومت نيروهاي دشمن و يا فراخواندن مردم به همكاري با قواي در حال پيشرفت و همچنين ايجاد مانع در راه تلاش هاي جنگي دشمن مي باشد هدف اصلي جنگ رواني تاكتيكي در هم شكستن نيروهاي نظامي شركت كننده در جنگ و عناصر پشتيباني كننده آنهاست (قرباني مقدم، 1380، ص 153-151).

3ـ جنگ رواني تحكيمي : اين نوع جنگ به منظور افزايش همكاري مردم غير نظامي در سرزمين خودي صورت مي پذيرد. هدف نهايي از طراحي و اجراي جنگ رواني تحكيمي، پيروزي در جنگ، برقراري صلح و حفظ پيروزي است  در اين نوع از جنگ رواني، مجريان، فعاليتهاي خود را به جلب اعتماد و حمايت مردم و همچنين ارائه آموزشهاي لازم به آنان به منظور افزايش آگاهي و شناخت نسبت به دسيسه هاي دشمن و ايستادگي در برابر شایعات و اكاذيب معطوف مي دارند در اين زمينه رهبران و سياستمداران محبوب مي توانند نقش محوري را ايفاء كنند (شيرازي، 1376، صص 20-19).

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 13:35  توسط خالد لویمی  | 

 

جنگ رسانه ای(2)

خالد لویمی

کارشناس ارشد ارتباطات

0

 

جنگ هاي نوين، بشدت نيازمند تأييد افكار عمومي مي باشند بهمين دليل در طراحي عمليات هاي رواني ، رسانه ها كاركرد ويژه اي پيدا كرده اند. در جنگ هاي نوين، استراتژي رسانه اي، كم اهميت تر از استراتژيهاي نظامي بشمار نمي آيند؛ در واقع پس از جنگ سرد، مفاهيم و استراتژيها تغيير يافته اند ديگر هر آنچه تحت عنوان جنگ سرد، جنگ اعصاب، جنگ رواني ، پروياگاندا و .... مي باشد اشاره اي مستقيم به كاربرد رسانه ها دارد و اين بدليل ظرفيت بالايي است كه در رسانه ها براي تغيير وجود دارد. نورمن دنزين و داگلاس كلنر، اعتقاد دارند كه رسانه هاي جمعي نظير تلويزيون، انديشه ها و كنش هاي افراد را همانند مناسك و اسطوره هاي سنتي، نظم مي بخشند و افراد را در يك بافت اجتماعي كه شامل ارزشها و هنجارها و نقش هاي اجتماعي مي باشد قرار مي دهند و آنها را يكپارچه
مي سازند در اقتصاد، فرهنگ و سياست، افراد، هويت خود را از طريق وسايل ارتباط جمعي بدست مي آورند (ترنر، 1381، ص 48-44).

" لرنر" نيز در كتاب " گذر از جامعه سنتي" نتيجه گيري مي كند كه رسانه هاي همگاني، ظرفيتهاي لازم را براي تصوير كردن روشها و درك افراد از خود در وضعيتها و نقش هاي جديد را فراهم مي آورند (Lerner, 1938).

هم اينك، نظام تغييرات بين الملي متاثر از كاركردهاي رسانه ها مي باشد. در دهه هاي اخير ، تقريباً تمامي جنگ ها، نزاع ها، و مداخلات اقتصادي و سياسي، با زمينه سازهاي رسانه اي همراه بوده است. اگر كشوري بخواهد عليه كشور ديگري اقدام كند، اول بايد دولتها و عمده كشورهاي جهان را متقاعد سازد كه این عمل، يك عمل مشروع، قانوني، اخلاقي و به نفع بشريت مي باشدو در مرحله بعد بايد افكار عمومي جهانيان يا همان شهروندان جهاني را براي فعاليت خود آماده كند تا رفتار وی غیر عاطفي ،مداخله جويانه و جنگ افروزانه تلقي نشود و در نهايت بايد ابزارها و فن اوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي به مثابه ابزارهاي عمليات رواني بكار گرفته شود (اردستاني، 1383، ص 84). غربالگري، تحريف و دستكاري اطلاعات[1] از جمله ترفندهاي روان شناختي مرسوم مي باشد كه در عمليات هاي رسانه اي امريكا، به هنگام درگيري در هائيتي، پاناما، حمله هوايي به ليبي، عمليات توفان صحرا و حلمه به عراق (كه حمله براي آزادي عراق نام گرفت) بكار گرفته شد. به تعبير پيترسون[2] (2002)، رسانه ها با دستكاري و تحريف اطلاعات، سفيد را سياه، زشت را زيبا، اشغالگري را آزاديبخشي و آزادي خواهي را تروريسم مي نامند و شگفت انگيز آن كه
افكار عمومي نيز، ناهشيارانه مفتون اين عمليات فريب آميز رواني مي شود (الياسي، 1382، ص 246).

ديپلماسي عمومی

در ادبيات نوين، از جنگ رسانه اي با عناوين تلطيف شده اي مانند " ديپلماسي عمومي"[3] و يا " ديپلماسي رسانه اي"[4] ياد مي شود. در فرهنگ واژگان اصطلاحات روابط بين المللي كه در سال 1985 توسط وزارت خارجه آمريكا منتشر شد، ديپلماسي عمومي را برنامه هاي تحت حمايت دولت معرفي مي كند كه هدف از آنها اطلاع رساني و يا تحت تاثير قرار دادن افكار عمومي در كشورهاي ديگر مي باشند. بر اساس اين تعريف ابزار اصلي اين فرايند، انتشار متن، تصاوير متحرك، مبادلات فرهنگي و راديو و تلويزيون مي باشد (ديپلماسي عمومي امريكا، 1378، ص 5).

سازمان اطلاعاتي ايالات متحده (USIA)  كه بيش از چهل سال به صورت تخصصي در زمينه ديپلماسي عمومي فعاليت كرده است معتقد است: "ديپلماسي عمومي بدنبال آن است كه منافع ملي وامنيت ملي ايالات متحده را از طريق شناخت، اطلاع رساني و تأثيرگذاري بر مردم كشورهاي ديگر و گسترش گفتگو ميان شهروندان ونهادهاي آمريكايي و همتايان خارجي آنها ارتقا دهد" (ديپلماسي عمومي آمريكا، 1381، ص 61). از جنگ رسا نه ای تحت عنوان" ديپلماسي رسانه اي" نيز ياد شده است، " راماپراساد" محقق برجسته آمريكايي، اعتقاد دارد كه در ديپلماسي رسانه اي، رسانه ها در فعاليتهاي ديپلماتيك ميان كشورها مشاركت دارند. اين محقق براي تشريح  ديپلماسي رسانه اي از واژه هايي مانند ، ديپلماسي روزنامه اي، ديپلماسي راديو و تلويزيون، ديپلماسي ماهواره اي و ديپلماسي اينترنتي استفاده كرده است (بخت رو، 1381، ص 6).

 دولتها يا اقدام به تأسيس رسانه هاي ويژه ديپلماسي مي كنند و يا اينكه رسانه هاي موجود را به انجام اقداماتي در راستاي سياستهاي خارجي خود موظف مي كنند. تأسيس راديوهاي برون مرزي مانند "VAO" و "راديو فردا" و" BBC" از نوع اول مي باشد و در نوع دوم، با سانسور و محدود كردن خبرنگاران (در حوزه هاي خارجي) به منويات خود دست پيدا مي كنند؛ مانند پوشش خبري كنترل شده اي كه امريكا در طي جنگ عراق طراحي كرده بود.

بطور كلي هدف از ديپلماسي رسانه اي در عمليات رواني فراملي، ايجاد تنفر و دشمني نسبت به حاكميت كشور هدف ، اعمال فشارهاي سياسي، فرهنگي و نظامي كشورهاي ديگر عليه كشور هدف، ايجاد رغبت و علاقه در شهروندان كشور هدف نسبت به كشور مهاجم و مشروعيت بخشي و توجيه اعمال كارگزاران جنگی مي باشد (اردستاني 1383، ص 86).

 

جنگ رسانه اي آمريكا

ايالات متحده آمريكا با 6% جمعيت كل جهان، 75 درصد تبليغات دنيا را در اختيار دارد. اين كشور هر ساله بيش از 400 ميليون دلار براي استخدام 8 هزار كارمند مي پردازد تا تبليغاتي را به سود ايالات متحده تهيه كنند، حاصل كار، هر سال بيش از 90 فيلم، 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامه هاي صداي امريكا به 37 زبان براي حدود 75 ميليون شنونده است (پراتكانيس، 1379، ص 13).

 باني هدايت رسانه ها در امر ديپلماسي كشور امريكا، ويلسون رئيس جمهور وقت امريكا بود وي به هنگام جنگ، كميته اي تحت عنوان " كريل" را براي هماهنگي بين دو وزارت دفاع و امور خارجه با مطبوعات وقت تأسيس كرد. اوج ديپلماسي رسانه اي امريكا به دوران پس از جنگ جهاني دوم مربوط مي باشد اما ريشه تاريخي اين بحث، به جنگ جهاني اول بر ميگردد (اردستاني، 1383، ص 84). بعد از آن در ژوئن 1942 ، روزولت ، رئيس جمهور وقت امريكا " اداره اطلاعات جنگي" را تأسيس كرد تا بر كليه تبليغات محلي نظارت مستقيم داشته باشد. اين اداره هدفهايي مانند گردآوري اطلاعات، اقدام در جهت تبليغات سياه و اقدام در جهت توطئه و براندازي با كمك نيروهاي نظامي را براي خود تعيين كرده بود (نصر، 2002، ص 77).

در نظام تبليغاتی ايالات متحده، راديو ازجايگاه ويژه اي برخوردار است كه در اين زمينه، راديو"صداي آمريكا" ركن اصلي را تشكيل مي دهد اين راديو در سال 1984 به 43 زبان و با بودجه اي بيش از يكصد ميليون دلار تأسيس شد در كنار اين راديو ايستگاههاي ديگري نيز فعال بوده اند كه در قالب تبليغات سياه و خاكستري برنامه پخش مي كردند. در اين زمينه مي توان به راديو آزادي و راديو اروپاي آزاد اشاره كرد. آخرين اقدامات ايالات متحده در زمينه كاربرد راديو در جهت جنگ رسانه اي، تأسيس راديو فردا براي ايران و
راه اندازي دو راديوي  " المعلومات" و " المستقبل" در آستانه اشغال عراق بود كه نقش موثري در جهت تضعيف روحيه ارتش عراق و سلب حمايت مردم عراق از رژيم داشته است (الياسي، 1384،ص8). در كنار راديو، رسانه هاي تصويري، نقش ويژه اي در فرايند جنگ رسانه اي پيدا كرده اند بويژه آنكه با گسترش روزافزون شبكه هاي ماهواره اي و سهولت دريافت برنامه هاي اين شبكه ها،كارگزار جنگ رسانه اي به ابزار كارآمدتري جهت
تاثير گذاري بر مخاطبان دست پيداكرده است. جنگ هاي متعدد اخير درمنطقه خليج فارس، اهميت و كاركرد رسانه هاي تصويري را در زمينه تمهيد و اقناع افكار جمعي براي جنگ و نوع پوشش خاص از اخبار جنگ را براي محققان ارتباطي نمايان ساخت. تحقيقات نشان مي دهد كه حملات امريكا در جنگ 1991خليج فارس و همچنين اشغال عراق با ضرورتهاي تلويزيوني شبكه هاي سي.ان.ان ، فاكس نيوز، سي.بي.اس، ان.بي.سي، و اي.بي.سي تطبيق يافته بود؛ اين تحقيقات نشان مي دهند كه نخستين موشك از ناوگان امريكايي به طرف عراق، دقيقاً ساعت30/6 عصر به وقت شرق آمريكا يعني آغاز پخش اخبار، شليك شد و اين نشان از اهميت فوق العاده هماهنگي رسانه ها و عرصه جنگ جهت حصول نتيجه مطلوب دارد (بيابان نورد، 1383، ص 64) . در طي جنگ خليج فارس، كارگزاران تبليغاتي ايالات متحده ، در سه مرحله جنگ رسانه اي خود را پياده سازي كردند در مرحله نخست، پشتيباني افكار عمومي جهاني از امريكا و همبستگي متحدان اين كشور مورد تأكيد قرار گرفت (مشروعيت بخشيدن به استفاده از زور و حفظ دوستي با متحدان)؛ همچنين كشورهاي منطقه متقاعد شدند كه از عراق پشتيباني نكنند (تشكيل اتحاد با نيروهاي بي طرف)  در مرحله دوم در جهت توقف عمليات نظامي عراق تلاش شد (سست كردن اراده دشمن براي نبرد) و در مرحله سوم، عمليات رواني در تمامي سطوح نبرد به اجرا در آمد (رنتا پلكونن، 2002، ص 79) . همه چيز حكايت از آن دارد كه جنگ هاي نوين، جنگ هايي دو بعدي و يا به عبارتي دو عاملي مي باشند كه در آن دو عامل رسانه و اسلحه بنحويي تفكيك ناپذير نتيجه عرصه نبرد را تعيين مي كند.



1- imformation manipulation.

2- Peterson.

1- Pulic Diplomacy.

2- Media Diplomacy.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 13:29  توسط خالد لویمی  | 

كتاب جنگ، رسانه و تبليغات" اثر دكتر يحيي كمالي‌پور توسط مؤسسه فرهنگي مطالعاتي و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر تهران منتشر شد.

پروفسور يحيي كمالي‌پور استاد ايراني علوم ارتباطاتكتاب جنگ، رسانه و تبليغات" اثر دكتر يحيي كمالي‌پور توسط مؤسسه فرهنگي مطالعاتي و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر تهران منتشر شد.

پروفسور يحيي كمالي‌پور استاد ايراني علوم ارتباطات و رئيس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو آمريكا و سردبير نشريه بين‌المللي گلوبال مديا ژورنال است كه به چندين زبان زنده دنيا منتشر مي‌شود.

كتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبليغات" توسط عباس كاردان و حسن سعيد كلاهي خيابان به فارسي برگردانده شده‌ است.

اين كتاب ديدگاه‌هاي چند بعدي و وسيعي را در رابطه با جنگ، رسانه‌ها و تبليغات به خوانندگان ارائه مي‌كند.

دكتر كمالي‌پور در اين كتاب ديدگاه‌هاي مختلفي از نويسندگان صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته در حوزه ارتباطات را گرد‌آوري كرده‌است. اين نويسندگان در پايان توصيه‌ها و راه حل‌هايي را براي حل اين مشكلات كليدي جهاني شدن رسانه‌ها ارائه مي‌دهند.

كتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبليغات" مجموعه‌اي جهت ارائه ديدگاه‌هاي به حاشيه‌رانده شده در غرب است كه نشان مي‌دهد دولت آمريكا چگونه به تبليغات نگريسته، چگونه آن را تعريف مي‌كند و چگونه از آن در جنگ عراق براي شكل‌گيري افكار عمومي مردمان اين كشور استفاده كرده ‌است.

اين كتاب همچنين تاكتيك‌هاي سلطه بر رسانه‌ها از سوي آژانس‌هاي دولتي آمريكا را به تصوير مي‌كشد و به نوبه خود نقطه شروعي جهت مباحثه بي‌طرفانه در رابطه با چگونگي استفاده از اخبار توسط آمريكايي‌ها و نيروهاي شكل‌دهنده به برداشت غرب از خاورميانه است. و رئيس دپارتمان ارتباطات و هنرهاي زيباي دانشگاه پوردو آمريكا و سردبير نشريه بين‌المللي گلوبال مديا ژورنال است كه به چندين زبان زنده دنيا منتشر مي‌شود.

كتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبليغات" توسط عباس كاردان و حسن سعيد كلاهي خيابان به فارسي برگردانده شده‌ است.

اين كتاب ديدگاه‌هاي چند بعدي و وسيعي را در رابطه با جنگ، رسانه‌ها و تبليغات به خوانندگان ارائه مي‌كند.

دكتر كمالي‌پور در اين كتاب ديدگاه‌هاي مختلفي از نويسندگان صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته در حوزه ارتباطات را گرد‌آوري كرده‌است. اين نويسندگان در پايان توصيه‌ها و راه حل‌هايي را براي حل اين مشكلات كليدي جهاني شدن رسانه‌ها ارائه مي‌دهند.

كتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبليغات" مجموعه‌اي جهت ارائه ديدگاه‌هاي به حاشيه‌رانده شده در غرب است كه نشان مي‌دهد دولت آمريكا چگونه به تبليغات نگريسته، چگونه آن را تعريف مي‌كند و چگونه از آن در جنگ عراق براي شكل‌گيري افكار عمومي مردمان اين كشور استفاده كرده ‌است.

اين كتاب همچنين تاكتيك‌هاي سلطه بر رسانه‌ها از سوي آژانس‌هاي دولتي آمريكا را به تصوير مي‌كشد و به نوبه خود نقطه شروعي جهت مباحثه بي‌طرفانه در رابطه با چگونگي استفاده از اخبار توسط آمريكايي‌ها و نيروهاي شكل‌دهنده به برداشت غرب از خاورميانه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:41  توسط خالد لویمی  |